پارت صد و پنجم :

سیاوش از تکان‌های آتیه بیدار شد. از سحرخیزی او تعجب کرد اما برخاست و پایین رفت تا مژگان را برای سونداژش صدا بزند.
کمی بعد مژگان وارد اتاق شد و سلام کرد. ژل و ملافه و دستکش یک بار مصرف را از کمد برداشت و پتوی آتیه را کنار زد.
آتیه نیم‌خیز شد و با حالتی از شرمندگی که مژگان تاکنون ندیده بود گفت:
- تو که می‌دونی، من این روزها از چند ساعت قبل از خواب مایعات نمی‌خورم. اما صبح زود خیلÛ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    1

    عالی بود دست گلت درد نکنه قلمت مانا عزیزم 🙏🏻🌹❤

    ۱۱ ماه پیش
  • میم

    0

    بدبختیش اینجاست داوود هم مثل منصور کوته فکر وشکاکه هم بچه ننه ودهن بین وهم جلو خانوادش هیچوقت از مهتاب دفاع نکرد وسکوت می کرد درصورتی که آدم باید طرف حق باشه درعین حال تعادل رو بین همسر وخانواده برقرار کنه

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    امیدوارم عبرت بگیره🙏🙏🙏🌺

    ۱ سال پیش
  • ماهرخ

    1

    عالی خدا قوت ممنون بابت پارت هدیه

    ۱ سال پیش
  • مریم

    1

    ولی همیشه آدم هایی مثل آتیه عزیز ترن چرا، بقول *** منهای مریض بودنش خیلی خوشبخته چرا سیاوش یبار از در اومده نخواسته دستش رو بگیره برا نیم ساعت ببره تو حیاط خستگیش در بره

    ۱ سال پیش
  • تارا

    3

    من هر پارتی که گذاشته میشه چندین بار میخونم .بعضی قصه ها ارزش چندین بار خوندن رو دارن چون در میان همین کلمات خیلی چیزای خوب میشه یاد گرفت..مث عشق . وفاداری.تعهد..صبوری .متانت نجابت. خستگی ناپذیری. هرشخصیت جذابیت خودش رو داره..بی تو به سر نمی شود ازاوناس که همه چی تمومه...سپاس از قلم تون.

    ۱ سال پیش
  • تارا

    2

    چه عجبببب.. آتیه خانم کوتاه اومد از مرکب غرور..و فهمیده رفتار کرد... البته که شرایطش غیر معمولی هستش و سلامتیشو ازدست داده ولی ای کاش ازاول کمی کوتاه میمومد ..الانم دیر نیس .. اینم زیییبا بود .

    ۱ سال پیش
  • الهه

    2

    جدای بدخلقی آتیه گاهی دلم خیلی براش میسوزه خدا شفاش بده ولی چه عجب تشکر کردحرفش به **** قشنگ بود

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️